متاسفم

سكون ثانيه ها

سلام

راستش ديگه دست و دلم به نوشتن نميره

دوستي دارم كه خيلي تلاش ميكنه

خيلي زحمت ميكشه كه بتونه واسه 1 سري جوون مثل خودش حركتي بكنه دستشون رو جايي بند كنه

هر كدوم 1 لقمه نون گيرشون بياد

اما بي فايدست

نميزارن

همش سنگ جلو پاش مي ندازن

همش آزارش ميدن

خيلي جالبه

براش تره هم خورد نمي كنن

فكر ميكنن چون جوان هستش و 1 خانم نميتونه

اما طفلي تنها مشكلش اينه پول نداره

اگه پول داشت الان مشكلش حل شده بود و تمام دوستاش مشغول به كار بودن

وقتي به اون نگاه ميكنم كه با هزار و يك مشكل بازم به فكر همه هست جز خودش

حالم بد ميشه

دوست دارم همه مثل اون باشن و حالم از اين روزگار بد ميشه

از اين جامعه

از آدمهايي كه حواسشون نيست امثال دوست من زيادن اما دستشون به جايي بند نيست

خدا كمكش كنه

شما هم براش دعا كنيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۲۶ فروردين ۱۳۹۱ساعت ۰۸:۲۳:۳۳  توسط محسن ناصري | آرشيو نظرات (0)

فراخوان 22 بهمن

يادمه بچه كه بودم دهه فجر كه ميشد واسه درست كردن روزنامه ديواري بال بال ميزدم. يادمه بچه كه بودم واسه خوندن سرود به لاله در خون خفته هميشه داوطلب بودم و هميشه من دكلمه خون و تك خون سرود هاي دهه فجر بودم. يادمه معلم پرورشي هميشه بهم ميگفت تو بهترين صداي دنيا رو داري و وقتي سرود ميخوني عشقي كه به ميهنت داري تو صدات موج ميزنه . فرياد تو رساترين فرياد مدرسه و سرود تو بهترين سرود مدرسه خواهد شد. و هميشه جايزه هاي بعد از مراسم 22 بهمن كه آخرين روز دهه فجر بود رو من درو ميكردم.
يادمه روزاي خوبي بود.
اما حالا..........
ميخام سرود بخونم صدام در نمياد
ميخام شعر بگم قلم ياري نميكنه
ميخام بميرم مرگ فرار ميكنه
ميخام با ميهنم زنده باشم .............. نميشه
و..................................................
نميزارن. نميزارن به خاطر به لاله در خون خفته بخونيم
نميزارن واسه زينب كبري بخونيم
نميزارن واسه ولايت جون بديم
اين روزا جون دادن هم سخت شده
اين روزا تنها كاري كه ميتونن واسه صداهاي مانده در گلو بكنن
سد درست كردنه
اين روزا چون پول نداري شخصيت نداري
اين روزا اسم فرزند شهيد ابهت نداره
كسي براش ارزش قائل نيست
اين روزا سخته نون و پنير بخوري و صورتت رو با سيلي سرخ كني
اين روزا ساختن روزنامه ديواري هم سخت شده
چون ديگه توي مدارس مسابقه بهترين روزنامه ديواري سال نيست
اين روزا مسابقه بهترين راه ها براي پول دار شدن جاي سرودهاي انقلابي رو گرفته
دلم پوكيد از اين همه درد
با اين اميد كه شايد بازم خداوند متعال به من نيرويي دوباره بده
22 بهمن با مشت هاي گره كرده و فرياد مرگ بر ضد ولايت فقيه به خيابونها ميرم و با رسا ترين صدا به كوري چشم دشمنان براي ميهنم فرياد ميزنم
يا علي

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ساعت ۰۶:۱۱:۱۸  توسط محسن ناصري | آرشيو نظرات (0)

وعده ما22 بهمن

22 بهمن مبارك باد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ساعت ۰۹:۴۶:۱۷  توسط محسن ناصري | آرشيو نظرات (0)

دل تنگي

به تو عادت دارم، مثل پروانه به آتش، مثل عابد به عبادت

و تو هر لحظه كه از من دوري، من به ويرانگري فاصله مي انديشم

در كتاب احساس واژه فاصله يك فاجعه معنا شده است

تو توانايي آنرا داري كه به اين فاجعه پايان بخشي.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ساعت ۰۹:۳۹:۱۰  توسط محسن ناصري | آرشيو نظرات (0)

دل غمگين من

امروز من از خود به خود وارستم

من بي مهابا بي سر ميروم

سالهاست كه ميروم

نه توان سكون ، نه توان پاي پياده رفتن و تنهايي بيش از اين

من از سقف بي هم نفس بريده ام

من از پاي پياده بي هم سفر بريده ام

من از شمردن ستاره هاي آسمان زيستنم بدون دليل خسته ام

من دل در گرو عشقي نهادم كه مرد

كه رفت

كه نماند

و من ماندم با اين همه درد

غم

و دل خوشي ام كه مرد

من مادري بي فرزند

من هم نفسي بي نفس

و من مرده در قفس تن

كاش آگاهي بود براي پي بردن به مجهول من


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ساعت ۰۹:۲۸:۵۶  توسط محسن ناصري | آرشيو نظرات (0)

شهادت يا ترور

بسم رب شهدا

ملت عزيز ما

زنان و مردان اين مرز بوم

مردم اين خاكو اين سرزمين

پس از شهادت دانشمندان و چهره هاي علمي اين مملكت ردپاي صهيون به وضوح در اين ترورها پيداست.

اين پروژه ترور ديگر پاسخ گو نيست

تحريم ها را قصد دارند فراتر از اقتصادي كنند.

ميخواهند اعتقادات ما را نشانه روند

ميخواهند از نظر علمي و فرهنگي ما را محروم كنند

آنها ميخواهند ما نرويم

ما در نقطه صفر باقي بمانيم

ملت عزيز

آنها نخواهند توانست مليونها جوان ما را از سر راه بردارند

جواناني جان بر كف

آنها نميدانند در اين عصر

جايي كه ايران نام دارد

نه فتنه گري

نه تحريم و نه هيچ يك از شيوه هاي در نقطه صفر نگاه داشتن ما توسط دشمنان ما پاسخ گو نيست

اين جا ايران است

و ما ايراني

ما از شهادت استاد احمدي به خود ميباليم

چرا كه اوج وحشت دشمنان ما را ميرساند

پس خواهيم رفت و براي اين آب و خاك جان خواهيم داد

تا جايي كه جان در بدن هست نميگذاريم جاي اين عزيزان خالي بماند

 

 

پس.... يا علي

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۳۰ دى ۱۳۹۰ساعت ۱۱:۴۸:۱۲  توسط محسن ناصري | آرشيو نظرات (0)

تهاجم فرهنگي از زمان رضا خان

 

 

 


 تهاجم فرهنگي عليه ملت ما شخصاً از دوران رضاخان شروع شد. البته قبل از او مقدمات تهاجم فراهم شده بوده و قبل از او كارهاي فراواني كرده بودند و روشنفكرهاي وابسته را در داخل كشور ها كاشته بودند.» مقام معظم رهبري
رضاخان در ابتداي بدست گرفتن قدرت راه خدعه را در پيش گرفت. با پاي پياده همراه با دستجات عزاداري حركت مي كرد، در مجالس و تكيه ها حاضر مي شد، خود را مقيد و پاي بند به اصول مذهب نشان مي داد لكن بعد از پا گرفتن قدرتش، همه تقيدات و رسوم مذهبي را كنار گذاشت و كار را به جايي رساند كه حكم صريح و ضروري قرآن يعني لزوم حجاب براي بانوان را زير پا نهاد. رضاخان و دستگاه حاكمه او براي اجراي ماموريت مسخ فرهنگي ملت مسلمان ايران، اقدامات خشونت باري را انجام دادند، كه اين اقدامات بشرح ذيل است:
1- ممنوعيت استفاده از كلاه پهلوي و اجبار در استفاده از كلاه تمام لبه يا شاپو و صدور قانون «متحدالشكل نمودن البسه» در 8 بهمن 1307 و دستور جلب اشخاص بدون كلاه يا با كلاه پهلوي.
2- محصلين دختر مدارس از داشتن حجاب ممنوع شدند.
3- كليه كارگزاران حكومتي در هر منطقه اي موظف شدند همراه با همسران بدون حجاب خود در مراسم حاضر شوند.
4- افسران ارتش از راه رفتن با زنان با حجاب ممنوع شدند.
5- معلمان زن مجبور به حضور در كلاس ها بدون داشتن حجاب بودند.
6- از حضور زنان با حجاب در پارك ها، سينماها، تأتر و هتل ها و ساير مراكز عمومي جلوگيري مي شد و...
آنچه در تمام اقدامات فوق مورد توجه رضاخان بود پيشرفت برنامه «كشف حجاب» به هر صورت بود و هر كس از دستورات سرپيچي مي كرد بازداشت و مورد آزار، شكنجه، تبعيد و حتي انفصال از خدمات دولت قرار مي گرفت.
رضاخان براي اينكه بتواند حمايت روحانيت به عنوان نيرومندترين قشر اجتماعي را نيز جلب كند يا حداقل مانع از مخالفت آنان با خود شود، بارها به ديدار روحانيون قم مي شتافت و خود را در حضور آنان مردي متدين و مدافع شريعت و پاسدار آن معرفي مي كرد. وي با اين شيوه منافقانه توانست حمايت اقشار اجتماعي را جلب كند و در نتيجه بخش عمده اي از مردم... به حمايت از او برخاستند. (1)
نظر رضاشاه: چادر و چاقچور، دشمن ترقي و پيشرفت مردم
براي برداشتن حجاب بانوان، مجالس جشن و سخنراني ابتدا در تهران و شهرهاي شمالي ايران و سپس بتدريج در ساير شهرها برقرار مي شد. روز 17 ديماه 1314 كه شاه به اتفاق ملكه و شاهدخت ها در جشن دانشسراي مقدماتي حضور يافتند. در اين روز دو اتومبيل سلطنتي كه اولي رضاشاه و دومي ملكه تاج الملوك و شمس و اشرف پهلوي در آن بودند، بدون حجاب وارد دانشسرا شدند. (2)
رضاخان برداشت خود را از كشف حجاب چنين تحليل مي كند كه اصلاً چادر و چاقچور، دشمن ترقي و پيشرفت مردم ماست. درست حكم يك دمل را پيدا كرده كه بايد با احتياط به آن نشتر زد و از بينش برد. (3)
نطق رضا شاه: ((روز هفدهم ديماه 1314 در زندگاني زنان ايران اهميت بسزايي دارد شاه به دانشسراي عالي رفت تا گواهينامه فارغ التحصيل ها را بدست خود به دانشجويان بدهد، ملكه ايران و دو دختر بزرگش كه با لباس اروپايي و بدون حجاب بودند همراه شاه به دانشسراي عالي آمدند. ))
«... شما زنها بايد اين روز را كه روز سعادت و موفقيت شماست روز بزرگي بدانيد و از فرصتي كه بدست آورده ايد براي خدمت به كشور خود از آن استفاده كنيد... شما خواهران و دختران من حالا كه داخل جامعه شده ايد وبراي پيشرفت خود وكشورتان اين قدم را برداشته ايد بايد بفهميد كه وظيفه شما اين است كه براي كشور خودتان كار كنيد، سعادت آينده در دست شماست.» (4)
رو به ديوار ايستادن زنان در تمام طول سخنراني رضا شاه:
در تمام طول سخنراني شاه بعضي از بانوان چنان از بي حجابي خود ناراحت بودند كه رو به ديوار ايستاده و حتي چهره خود را بر نمي گرداندند و از گريه خود نمي توانستند جلوگيري كنند. از فرداي آن روز، بر سر كردن چادر در خيابان هاي تهران ممنوع شد. (5)
برداشتن روسري از سرزنان توسط پليس
امر داده شده بود كه از اول فروردين 1314 مردها كلاه شاپو به سربگذارند و زن ها بدون چادر از خانه خارج شوند. زن ها ابتداي امر، وقتي از خانه خارج مي شدند، پيراهن هاي بلندي پوشيده، «روي سري» بر سر مي نهادند. ... پليس اجازه يافت روسري ها را با زور از سرزنان بردارد درگيري ميان زنان و پليس تا مدتها ادامه داشت و نتيجتاً بسياري از بانوان كه نمي خواستند به هيچ وجه بدون حجاب خارج شوند تصميم به ماندن در خانه گرفتند تا به تمام درگيري ها خاتمه دهند. براي عده اي، اين خانه ماندن تا رفتن رضاشاه از ايران ادامه داشت و عده اي رفت و آمدهاي خود را فقط در شب ها انجام مي دادند و چه بسيار خانه هايي كه اجباراً اقدام به ساختن حمام كردند كه زنان جهت حمام مجبور نشوند از خانه ها خارج شوند. (6)
محمدرضا و كشف حجاب
اقداماتي كه پدرم بترقي و پيشرفت معنوي بانوان به عمل مي آورد، طبعاً با مخالفت هايي مواجه مي شد ولي با آن شهامت و دورانديشي فطري كه داشت موانع را از پيش برداشته و راه را هموار مي ساخت.
پدرم بدواً به رفع حجاب زنان اقدام كرد و در اثر تشويق و تحريص وي در سال 1309 نخستين بار بعضي از بانوان طبقه اول در خانه هاي خود و مجالس مهماني به لباس زنان اروپايي درآمدند و عده كمي هم جرئت كرده، بدون حجاب در خيابان ها ظاهر مي شدند. در سال 1313 آموزگاران و دختران دانش آموز از داشتن حجاب ممنوع شدند و افسران ارتش با زناني كه حجاب داشتند راه نمي رفتند.(7) در اتوبوس زنان با حجاب را راه نمي دادند و در معابر پاسبان ها از اهانت و كتك زدن به زن هايي كه چادر داشتند با نهايت بي پروايي و بي رحمي فروگذار نمي كردند. حتي بعضي از مأموران بخصوص در شهرها و دهات زن هايي كه پارچه روي سرانداخته بودند، اگر چه چادر معمولي نبود از سر آنها كشيده و پاره پاره مي كردند و اگر زن فرار مي كرد او را تا توي خانه اش تعقيب مي كردند و به اين هم اكتفا نكرده اتاق زن ها و صندوق لباس آنها را تفتيش كرده، اگر چادر از هر قبيل مي ديدند پاره پاره مي كردند يا به غنيمت مي بردند.(8)
حجت الاسلام والمسلمين حاج آقا هادي فقهي: والده ما مي گفتند از خويشانشان در حال دويدن پاسبا هاي بي ايمان را ديده اند كه موي سر (سابقاً موي سرشان را مي بافتند و پشتشان مي انداختند) اينها را مي گرفتند و مي كشيدند ،كنده شده بود موي سر آن زن. ولي يك نكته ديگري هم مادر من مي گفت، كه هر پاسباني اين عمل را انجام مي داد به زور كشف حجاب مي كرد عاقبت خيلي بدي پيدا مي كرد و بعضي هايشان به مرض هاي عجيبي گرفتار شدند و خدا مبتلايشان كرد و بعضي به مرض پيسي و غيره گرفتار شدند و به فلاكت و بدبختي از دنيا رفتند.(9)
آيت الله امام خميني ( ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي :
در رژيم طاغوتي پهلوي آن ظلمي كه به بانواني كه مقيد بودند به اينكه بر طبق اسلام عمل كنند و موافق آنچه كه اسلام امر كرده است ذي خودشان را قراردهند، در آن زمان رضاشاه به وضعي و در زمان محمدرضا به وضع ديگر. و بحمدالله بانوان ايران مقاومت كردند و جز يك دسته اي كه جزء دارودسته خود آنها بودند و غربزده بودند و با رژيم او مناسب بودند، ساير خواهرها مقاومت كردند.
بنابراين اسلام در ايران زنده شد، آن خدمتي كه به بانوان كرده است و خواهد كرد ارزشش به اندازه اي است كه نمي توانيم ما توصيف كنيم. اگر نبود اين انقلاب و نبود اين تغيير و تحولي كه درايران واقع شده بود، بعد از چند سال ديگر اثري از اخلاق اسلامي درايران نبود.(10)

 پي نوشت:
1-تاريخ معاصر ايران ، 2- تاريخ 20 ساله ايران، حسين مكي، صفحه .258 ، 3-همان، ص 261- .262
4-رضا شاه كبير يا ايران نو. ال پي ايول ساتن (مستشرق انگليسي) ترجمه عبدالعظيم صبوري. ، 5- حجاب و كشف حجاب در ايران، فاطمه استاد ملك.
6- همان
7- مأموريت براي وطنم، محمدرضا شاه معدوم، بنگاه ترجمه و نشركتاب ، 8- واقعه كشف حجاب، سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي
9- حكايت كشف حجاب، واحد تحقيقات فرهنگي قدر ولايت ، 10- صحيفه نور، ج18، صفحه.261

منابع:
http://www.inroozha.com
http://www.hejabnews.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۹ دى ۱۳۹۰ساعت ۰۷:۴۵:۴۲  توسط محسن ناصري | آرشيو نظرات (0)

دخترم كژال

دخترم كژال

دوش در خواندن قرآن به كلام خدا ، در جايي رسيدم كه چه زيبا و چه شيرين با من سخن مي گفت و مي گويد و خواهد گفت. آيا اگردر دريايي دچار طوفان شوي مرا مي خواني و تورا به خشكي و امن ميرسانم ، و تا به امنيت رفتي مرا فراموش ميكني و كفر ميگويي حال اگر گردباد به سراغت بيايد باز هم تو را مساعدت كنم؟

اگر باز هم زبان به كفر گشودي چه؟

آيا اگر مرا با همه عشقم به تو ، باز هم عاشق نگشتي چه؟ دخترم كژال ببين كه پروردگار مان چه شيوا و رسا باما سخن ميگويد. ببين كه حتي انديشه فلاسفه بودا و برهما را هم نداشته باشيم ذهن زيباي انيشتن ها را هم آرزويمان باشد ، درك سخن حق چه سهل خواهد بود. دخترم كژال بدان كه پروردگارمان در هر حال ما را خواهان است و ما را دوست مي دارد. چگونه او را در هر حال كه با ماست ، نمي بينيم. اويي كه در هر حال تنها دستگيرماست ، بنده زميني اش را دستگير خود ميخوانيم و روزي هزاران بار سر تسليم و سجود به مخلوق او ، فرو ميبريم.

مگرنه اين كه روح ما از اوست. مگرنه اينكه باطل نابودشدني است مگرنه اينكه پيامبر خاتم ما، در در يك شب تمام عالم را سير فرمودند و در اين شب معراج در كنار درخت بهشتي پيام آور وحي هم بالهايش تاب بالا رفتن بيش را نداشت.

مگر نه اينكه روز حسابي هست و كوچترين و بزرگترين اعمال ما حساب رسي خواهد شد. آيا باز هم سزاوار است چنين معبود و معشوقه اي را بگذاريم و معبود و معشوقه زميني دل ببنديم. دختركم ، بدان كه هر چه از ذكر و تسبيح پروردگارت بگذاري و به مخلوق و بنده او در زمين عشق بورزي حسابت در روز موعود سنگين است. او تنها دانا و تنها ستايش مخصوص اوست. بدان كه غرور و كبر ونخوت مخصوص تو نيست. اويي كه در برابر آدم سجده نكرد حسد و غرور را با هم داشت. هر چه ميتواني به مستمند و در راه مانده مساعدت كن و بدان كه ول خرجي و خساست هر دو در نزد معبودمان ناپسند است دخترم كژال بدان كه احترام به والدين از نصايح پروردگارمان است و تو حتي دل كوچكت ياراي هضم فاصله دل و روح ميان تو و آنها نباشد باز هم حتي گفتن يك اف ، به آنها جايز نيست تو تنها فاصله نسل ها را درك كن همين كافيست.

بدان كه هر آنكه مشتاق دنيا باشد به آن ميرسد و ابهام تو را فرانگيرد چرا كه پاداش نيكي هاي تو در عالم دگرپاسخ گوست آنجا كه هر چه حرام خداست تو هم برخورد حرام كني در روز حساب كارنامه اعمالت به دست راستت خواهد رسيد و آنجاست كه خداوند رحمان و رحيم است. اوست كه ميانه رو ، را دوست دارد بسيار ذكر بگو در نمازت در معامله ات و در هر حلال خدا ، كم فروشي نكن و به درستي اعمالت ايمان داشته باش چرا كه تنها راه قدم نهادن در صراط مستقيمي است كه كلام خدا در اختيار مان نهاده است و نائب او در زمين اجرا خواهد كرد.

يا علي

با اقتباس از سوره اسراء

 

پياسا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱ آبان ۱۳۹۰ساعت ۰۵:۱۵:۴۱  توسط محسن ناصري | آرشيو نظرات (0)

محرم نزديك است

يادمان نرود كه محرم هاي قبل چه شد؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۲۶ مهر ۱۳۹۰ساعت ۰۲:۳۲:۱۴  توسط محسن ناصري | آرشيو نظرات (0)

كفر و آپ شدن

شيوه هاي جديد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۲۶ مهر ۱۳۹۰ساعت ۰۲:۳۱:۱۵  توسط محسن ناصري | آرشيو نظرات (0)